X
تبلیغات
داستانها و حکایات

داستانها و حکایات

این وبلاگ برای دوست داران حکایات و داستانهای کهن پارسی طراحی شده است.

عجایب هفتگانه/ قسمت2

                                     مجسمه بزرگ آپولو


مجسمه آپولو كه مجسمه رودس نيز ناميده ميشود بنا به روايات تاريخي مجسمه بزرگي بوده كه در 280 سال پيش از ميلاد مسيح در جزيره رودس در نزديكي آسياي صغير برپا شده است .
جنس اين مجسمه از برنز ؛ ارتفاع آن 100 پا يا در حدود 30 متر است. نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهكارهاي هنري محسوب ميشده است ؛ مخصوصا حالت ايستادن آپولو در حالي كه پاهاي خود را از يكديگر باز كرده بود بسيا جالب بوده است . اين مجسمه در سال 224 پيش از ميلاد مسيح بر اثر يك زلزله شديد سرنگون شد و تا ساليان سال به همان حالت دراز كشيده بر روي زمين باقي ماند . پس از مدت مديدي رفته رفته مردم اطراف براي استفاده از فلز مجسمه از بدنه و اطراف آن بريدند و آنرا ناقص كردند .جدا كردن قطعات فلزي مجسمه آنقدر ادامه يافت تا چيزي از آن باقي نماند.
بنا به پاره اي روايات ديگر تاريخي هنگامي كه مجسمه آپولو برپاي بوده كانال بزرگي از مديترانه از ميان دو پاي مجسمه عبور كرده وبه بندر رودس ميرسيده است . بسياري نقاشي هاي افسانه اي نيز اين حالت را نشان داده اند ؛ ولي تحقيقات تاريخ نويسان و باستان شناسان نشان ميدهد كه اين جريان افسانه اي بيش، نبوده است.


عکس ها و معبد دیانا در ادامه ی مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:23  توسط سورنا  | 

از زبان بزرگان

کسی که برنفس خود غلبه نکند بر هیچ چیز

 
غالب نخواهد شد.

*زرتشت*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:0  توسط سورنا  | 

عجایب هفتگانه

                                          عجايب هفتگانه جهان

عجايب هفتگانه جهان مربوط به زمانهاي گذشته كه پاره اي از آنها از بين رفته و نابود شده اند .
اين عجايب محصول نبوغ و كوشش عالي نوع بشر است كه با صرف هزينه هاي سنگين و طي مدتهاي مديد ساخته شده و قربانيان فراواني داده است وهريك از آنها در زماني ساخته و پرداخته شده اند كه جز ابزارهاي ساده وبسيار ابتدائي چيزي در دست هنرمندان ودانشمندان زمان نبوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 6:42  توسط سورنا  | 

بهلول عاقل

سلام بچه ها ، خسته نباشین .امیدوارم در همه ی مراحل زندگی موفق باشید.

جدیدا تصمیم گرفتم هر ماه  دوبار از پندها و داستانهای "بهلول" براتون بنویسم.

فقط اگر نظری در مورد بیشتر شدن این مطلب در یک ماه و یا نظرات دیگری داشتین ، حتما برام بنویسین.

در ضمن این نکته را هم بگم که نوشتن این داستانها در این وبلاگ به معنی تأیید انها توسط من نیست!! ممکن است واقعیت نداشته باشند اما در کل جالب و زیبا هستند.

برای خواندن داستانها به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:34  توسط سورنا  | 

نکته ها

۱)‌ اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

۲)برین بقیش بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 0:51  توسط سورنا  | 

مورچه سلیمان (ع) را موعظه می کند !

و آن وقتی بود که مورچه آمد روی سینه پیامبر خدا سلیمان در حالی که حضرتش خوابیده بود ، سلیمان مورچه را گرفت و به دور انداخت .
مورچه گفت : ای پیامبر خدا این صولت از چیست ؟ چرا مرا پرت کردی ؟
مگر نمیدانی تو در برابر پادشاهی قدرتمند قرار میگیری که حق مظلوم را از ظالم ستاند ؟
حضرت سلیمان از گفته مور به حالت غش آمد و پس از آن به مورچه فرمود : از من بگذر
مورچه گفت : نمیگذرم مگر به سه شرط :
1-هیچگاه فقیر را از دربارت رد نکنی
2-بدون جهت صحیح نخندی و خنده ای که از روی غفلت و بی فکری باشد نداشته باشی
3- اینکه مقام و موقعیت و درباران مانع بین تو و مردمی که به تو کار دارند نشود
سلیمان گفت : قبول کردم و چنین میکنم . مورچه سلیمان را بخشید !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 0:46  توسط سورنا  | 

حکایاتی از شیخ دو عالم،عبید زاکانی

بازرگانی زنی خوش صورت زهره نام داشت. عزم سفری کرد. از بهر او جامه ای سفید بسلخت و کاسه ای نیل به خادم داد، که هرگاه از این زن حرکتی ناشایست دروجود آید، یک انگشت نیل بر جامه ی او زند، تا چون باز آیم، اگر تو حاضر نباشی، مرا حال معلوم شود.

پس از مدتی خواجه به خادم نوشت که:

 چیزی نکند زهره که ننگی باشد              بر جامه ی او زنیل رنگی باشد

خادم باز نوشت که:

گر  ز آمدن خواجه درنگی باشد                  چون باز آید زهره پلنگی باشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 0:32  توسط سورنا  |